ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٩٢: سوی دیرم نگذارند که غیرم دانند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ســوی دیـرم نـگـذارنـد کــه غــیـرم دانـنـدور سـوی کـعـبـه شـوم راهـب دیـرم خـوانـنـد
زاهدان کـز می و معـشـوق مرا منع کـنندچون شدم کشته ز تیغم به چه می ترسانند
روی بـنمای که جـمعی که پـریشان تـواندچــون سـر زلـف پــریـشـان تــو سـرگـردانـنـد
دل دیـوانـه ام از بــنــد کــجــا گــیـرد پــنـدکان دو زلف سـیهش سـلسـله می جـنبـانند
مـن مـگـر دیوم اگـر زانکـه بـرنجـم ز رقـیبکــه رقــیــبــان تــو دانــم کــه پــری دارانــنــد
عــاقـبــت از شــکـرت شــور بــر آرم روزیگـر چـه از قـند تـو همچـون مگسـم می رانند
چون تـو ای فتـنه نوخاستـه بـرخاسته ئیشـمـع را شـاید اگـر پـیش رخـت بـنـشـانـنـد
حال آن نرگس مست از من مخمور بپرسزانکه در چشم تو سریست که مستـان دانند
خاک روبـان درت دم بـدم از چشمه چشمآب بــرخــاک ســر کـوی تــو مـی افـشــانـنـد
جـان فروشان ره عشق تـو قومی عجبـندکـه بـصـورت همه جـسـمند و بـمعـنی جـانند
عـنـدلـیـبـان گـلـسـتـان ضـمـیـرت خـواجـوگـاه شـکـر شـکـنی طـوطـی خـوش الـحـانند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.