ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٠٨: دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:53 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بودعـیـش مـا هـر جـا کـه یـار آنـجـا بـود آنـجـا بـود
هـر دلـی کـز مـهر آن مـه روی دارد ذره ئیدر گـداز آیـد چـو مـوم ار فـی الـمـثـل خـارا بـود
سـنبـلت زانرو بـبـالا سـر فـرود آورده اسـتتــا چــو بـــالــای تــو دایــم کــار او بـــالــا بـــود
هسـت در سـالی شـبـی ایام را یلدا ولیککس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود
تـنـگ چـشـمـانـرا نـیـاید روی زیـبـا در نـظـرقـیـمـت گـوهـر چـه دانـد هـر کـه نـابــیـنـا بــود
از نـکـورویـان هـر آنـچ آید نـکـو بـاشـد ولـییــار زیــبـــا گـــر وفـــاداری کـــنــد زیــبـــا بـــود
حال رنگ روی خواجو عرضه کردم بـر طبیبناردان فـرمـود از آن لـب گـفـت کـان صـفـرا بـود



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.