ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤١٩: بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:53 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بـی گـلبـن وصـلت بـگلسـتـان نتـوان بـودبـی شمع جمالت بـشبـستان نتوان بـود
ای یـار عـزیـز ار نـبــود طــلـعــت یـوســفبـا مـمـلـکـت مـصـر بـه زندان نـتـوان بـود
در ظلمت اگر صحبت خضرت ندهد دستمـوقـوف لـب چـشـمه حـیوان نتـوان بـود
دریاب که سیلاب سـرشکم بـشد از سـرپـیوسـتـه چـنین غرقه طوفان نتـوان بـود
بــی رایـحــه زلــف تــودر فــصــل بــهـاراناز بــاد هـوا خــادم ریـحــان نــتــوان بــود
ور در ســـرآن زلــف پـــریــشــان رودم دلاز بـهر دل خـسـتـه پـریشـان نـتـوان بـود
خـامـوش نشـاید شـدن از نـالـه شـبـگـیرزیرا که کم از مرغ خوش الحان نتوان بود
صوفی اگر از می نشـکیبـد چـه تـوان کردبـا سـاغـر می منکر مسـتـان نتـوان بـود
تــا خـرقـه بــخـون دل پــیـمـانـه نـشـوئیبـا پـیر مـغـان بـر سـر پـیمـان نـتـوان بـود
خـواجـو چـه نشـینی که گر ایوب صبـوریچـندین همه در محنت کرمان نتـوان بـود
رو ســاز ســفــر ســاز کـه از آرزوی گـنـجبـی بـرگ دریـن مـنـزل ویـران نـتـوان بـود



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.