ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٤٧: پیداست که از دود دم ما چه برآید

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:55 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
پـیـداسـت کـه از دود دم مـا چـه بــرآیـدیا خود ز وجـود و عدم ما چـه بـرآید
ای صبـح جهانتـاب دمی همدم ما بـاشوانگـاه بـبـین تـا ز دم مـا چـه بـرآید
نقد دل ما را چه زنی طعنه که قلبـستبی ضرب قبـول از درم ما چه بـرآید
بـاز آی و قدم رنجـه کن و محنت ما بـینورنی ز قـدوم و قـدم مـا چـه بـرآید
گفـتـی که کـرم بـاشـد اگر بـگذری از ماداند همه کس کز کرم ما چه برآید
گـر عـشـق تـو در پـرده دل نـفـکـنـد آوازاز زمـزمـه زیـر و بـم مـا چـه بــرآیـد
ور مجلس ما ز آتش عشقت نشود گرماز سوز دل و ساز غم ما چـه بـرآید
هر لحـظـه بـگـوش آیدم از کـعـبـه همتکـایـا ز حـریـم حـرم مـا چـه بــرآیـد
گفـتـم که قلم شـرح دهد قصـه خـواجـولـیکـن ز زبـان و قـلـم مـا چـه بـرآید



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.