ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٦٦: وهم بسی رفت و مکانش ندید

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:55 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
وهم بـسـی رفـت و مـکـانش نـدیدفکر بـسی گشت و نشانش ندید
هــرکــه در افـــتـــاد بـــمــیــدان اوغرقه خون گشت و سنانش ندید
دیـده نـرگــس بــچــمـن عــرعــریهمـچـو سـهی سـرو روانش ندید
وانـکـه ســپــر شـد بــر پــیـکـان اوکشـتـه شد و تـیر و کمانش ندید
مـوی چـو شـد گـرد مـیـانـش کـمـرجـز کـمـر از مـوی مـیـانـش نـدیـد
گر چه ز تنگی دهنش هیچ نیستهـیـچ نـدیـد آنـکـه دهـانـش نـدید
عقل چـو در حسن رخش ره نیافتچـاره بــجـز تــرک بــیـانـش نـدیـد
دل کـه بـشـد نـعـره زنـان از پـیـشکون ومکان گشـت و مکانش ندید
این چه طریقست که خواجـو در آنعـمـر بـسـر بـرد و کـرانـش نـدیـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.