ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٧٢: دوش چون موکب سلطان خیالش برسید

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:56 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
دوش چون موکب سلطان خیالش برسیداشـکم از دیده روان تـا سـر راهش بـدوید
خواستـم تـا بـنویسم سخنی از دل ریشقـلـمـم را ز سـر تـیغ زبـان خـون بـچـکـیـد
نـشـنـیدیم کـه نـشـنـید مـلـامـت فـرهـادتـا حدیث از لب جـان پـرور شیرین بـشنید
دلـم ابــروی تــرا مـی طـلـبــد پــیـوسـتـهمـاه نو گـر چـه شـب و روز نـبـاید طـلـبـید
خـط مشـکین که نبـاتـسـت بـگرد شکرتتا چه دودیست که در آتش روی تو رسید
چـشـم بـد را نفس صبـحـدم از غایت مهرآیـتــی در رخ چـون مـاه تــمـام تــو دمـیـد
خـرده بـینی که کند دعوی صاحـب نظریگـر نـدید از دهنـت یک سـر مـو هیچ ندید
خلعت عشق تو بـر قامت دل بینم راستلیکن این طرفه که پیوسته بـبـاید پـوشید
تـا از آن هندوی زنجـیری کافـر چـه کشـددل خـواجـو که بـبـند سـر زلف تـو کـشـید



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.