ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٧٨: ز شهریار که آید که حال یار بگوید

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:56 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ز شــهـریـار کـه آیـد کـه حــال یـار بــگـویـدرسد به بنده و رمزی ز شهریار بـگوید
بـعـندلـیب نسـیمـی ز گـلـسـتـان بـرسـاندبـمـرغ زار حـدیـثـی ز مـرغـزار بـگـوید
هر آنچـه گـوید از اوصـاف دلـبـران دل رامینز حسن ویس گل اندام گلعذار بـگوید
بـدان قـرار که دلبـسـتـگی نماید و فـصـلیاز آن دو زلف پـریشـان بـیقـرار بـگـوید
بــگـو کـه پــرده سـرا ســاز را بــسـاز درآردمگـر تـرانه ئی از قـول آن نگـار بـگوید
کــدام ذره کــه از آفــتـــاب روی بـــتـــابـــدکـدام یـار کـه تــرک دیـار یـار بــگـویـد
چه سود نرگس سرمست را نصیحت بـلبلکـه هیچ فـائده نبـود اگـر هزار بـگـوید
کسیکه در دم صبح از خمار جان به لب آردکجا به ترک می لعل خوشگوار بگوید
ز نوبـهار چـه پـرسد نشان روی تـو خـواجـوچـرا که بـاد بـود هر چه نوبـهار بـگوید



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.