ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٨٧: برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:56 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بـرو ای خـواجـه و شـه را بـگـدا بــاز گـذارمهربـانی کـن و مه را بـسـها بـاز گذار
تـو کـه یک ذره نـداری خـبـر از آتـش مـهـرذره بــی سـر و پـا را بــهـوا بــاز گـذار
چـند چون مرغ کنی سوی گلستـان پـروازراه آمد شـد بـسـتـان بـصـبـا بـاز گذار
من چـو بـی یار سر از پـای نمی دانم بـازآن صنم را بـمن بـی سر و پا بـاز گذار
ای مـقـیـم در خــلـوتــگـه ســلـطـان آخــرمنزل خویشتـن امشب بـگدا بـاز گذار
از گـل و بـلبـل اگـر بـرگ و نوا می طـلبـیهمچو نی درگذر از برگ و نوا بـاز گذار
ز پـی نافـه چـین گر بـخـتـا خـواهی رفـتچین گیسوی بتان گیر و خطا باز گذار
عـاشـقـانـرا بــجــز از درد نـبــاشـد درمـاندردی درد بــدسـت آر و دوا بــاز گـذار
گــرت از ابــر گـهـربــار حــیـا مـی بــاشــدخون ببـار از مژه چشم و حیا بـاز گذار
هر که از مروه صفا می طلبد گو به صبوحبـاده صـاف طـلب دار و صـفـا بـاز گذار
چـون دم از بـحـر زنـم دیـده خـواجـو گـویدکه ازین پس سخن بـحر بـما بـاز گداز



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.