ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٩٤: قلم گرفتم و می خواستم که بر طومار

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
قلم گرفتم و می خواستم که بر طومارتـحـیتـی بـنـویسـم بـسـوی یار و دیار
بـــرآمــد از جــگــرم دود آه و آتـــش دلفــتــاد در نـی کـلـکـم ز آه آتــش بــار
امـیـد بــود کـه کـاری بــرآیـد از دسـتـمز پـا فـتـادم و از دسـت بـرنـیـامـد کـار
اگـر چـه بـاد بـود پـیش مـا حـکـایـت تـوبـرو نـسـیم و پـیـامـی از آن دیـار بـیار
کـدام یـار کـه او بــلـبــل سـحـر خـوانـراز نـوبـهار دهد مـژده جـز نـسـیم بـهار
ز دور چـرخ فـتـادم بـمـنـزلـی کـه صـبــاسوی وطن نبرد خاک من برون ز غبار
خــیـال روی نـگـاریـن آن صــنـم هـر دمکـنم بـخـون جـگر بـر بـیاض دیده نگـار
دلــم بــه ســایــه دیــوار او بــود مــائلدر آن زمـان کـه گـل قـالـبـم بـود دیوار
مـیـان او بــکـنـارت کـجــا رسـد خـواجـوکـزین میان نتـواند رسـید کـس بـکـنار



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.