ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٩٩: آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
آشنای تـو ز بـیگانه و خـویشـش چـه خـبـرو آنکه قـربـان رهت گشـت ز کیشـش چـه خـبـر
هـدف نـاوک چـشـم تـو ز تـیغـش چـه زیانتـشـنـه چـشـمـه نـوش تـو ز نیشـش چـه خـبـر
هر کرا شیر ز پـیش آید و شـمشیر از پـسچون بود کشته عشق از پس و پیشش چه خبر
گر چه هر دم بودم صبر کم و حسرت بیشمـسـت پـیمـانه مهر از کـم و بـیشـش چـه خـبـر
اگر از خـویش نبـاشد خـبـرم نیسـت غریبدر جـهان هر که غریبـست ز خویشش چـه خبـر
از دل ریـشــم اگـر بــی خــبــری مـعـذوریکـانکه مجـروح نگشـتـسـت ز ریشـش چـه خـبـر
تـو چنین غافل و جـان داده جـهانی ز غمتگـر چـه قـصـاب ز جـانـدادن مـیـشـش چـه خـبـر
چه دهد شرح غمت در شب حیرت خواجـوشـمع دلسـوخـتـه از آتـش خـویشـش چـه خـبـر



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.