ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥١٢: فتاده ام من دیوانه در غم تو اسیر

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
فـتـاده ام مـن دیوانـه در غـم تـو اسـیربـیا و طره بـرافشـان که بـشکنم زنجـیر
بــرآیـد از قـلـمـم بـوی مـشـک تـاتـاریاگر بـوصف خطت شمه ئی کنم تـحـریر
چه خوابـهای پریشان که دیده ام لیکنمـعـبـرم همه زلـف تـو می کـند تـعـبـیر
چنین که باز گرفتی زبان ز پرسش منزبـان خامه ازین دل شکستـه بـاز مگیر
اگـر چـنـانکـه تـوانی جـدا شـدن ز نظـرگمان مبر که توانی برون شدن ز ضمیر
ز بـوسـتـان نعـیمم گـزیر هسـت ولیکز دوسـتـان قـدیمم نه ممکـنسـت گزیر
حـکـایت دل از آن رو کـنم بـدیده سـوادکـه درد عـشـق فـزون آید از بـیان دبـیر
اگـر بـه نـامـه کـنم وصـف آه و زاری دلبــرآیـد از ســر کــلـکــم هـزار نـالـه زیـر
کند شکایت هجـر تـو یک بـیک خـواجـوبــخـون دیـده گـریـنـده دمـبــدم تـحـریـر



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.