ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٢٦: بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:58 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بـنده مـحـمودسـت و سـلـطـان در ره مـعـنی ایازکــار دیـنـداران نـمــازســت و نـمــاز مــا نـیـاز
ایـکـه از بـهـر نـمـازت گـوش جـان بـر قـامـتـسـتقـامتـی را جـوی کاید سـرو پـیشـش در نماز
گر ز دسـت سـاقـی تـحـقیق جـامی خـورده ئیمی پرستی را حقیقت دان وهستی را مجاز
حــاجــیــان چــون روی در راه حــجـــاز آورده انــدمـطـرب عـشـاق گـو بــنـواز راهـی از حـجــاز
هـر گـروهی مـذهـبـی دارنـد و هر کـس مـلـتـیمـذهب مـا نیسـت الـا عـشـق خـوبـان طـراز
پـیش رامین هیچ گـل ممـکـن نبـاشـد غـیر ویسپـیش سلطان هیچکس محمود نبـود جـز ایاز
ســوخــتــیـم ای مـطـرب بــربــط نـواز چــنـگ زنساز را بر ساز کن و امشب دمی بـا ما بساز
بــلــبــل دلــســوز بــیـن از نـالــه مـا در خــروششـمـع بــزم افـروز بــیـن از آتـش مـا در گـداز
ای خـوشـا در مـجــلـس روحــانـیـان گـاه صـبــوحدلنوازان عـود سـوز و پـرده سـازان عـود سـاز
گفتمش بازآ که هرشب چشم من بازست گفتمرغ وصلم صید نتـوان کرد بـا این چـشـم بـاز
بــاز پـرسـیـدم ز زلـفـش کـز چـه رو آشـفـتـه ئیگـفـت خـواجـو قـصـه شـوریدگـان بـاشـد دراز



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.