ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٣٢: بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 21:58 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بـگـشـا بـشـکـر خـنده لب لعـل شـکـرریزبـا پـستـه شیرین ز شکر شور بـرانگیز
تلخست می از دست حریفان ترش رویدر ده قـدحـی از لب شـیرین شـکـرریز
بـنشست ز بـاد سحری شمع شبـستانای شمع شبـستـان من غمزده بـرخیز
بـفـشـان گـره طـره مـشـکـیـن پـریـشـانوز سنبـل تـر غالیه بـر بـرگ سـمن ریز
آن دل کـه بـیک تـیر نـظـر صـیـد گـرفـتـیاز سـلـسـلـه سـنـبـل شـوریـده درآویز
ای آب رخـم بــرده از آن لـعـل چــو آتــشوی خون دلم خورده بدان غمزه خونریز
گـویند کـه پـرهیز کـن از مسـتـی و رندیبـا نرگس مستت چه زند توبـه و پرهیز
فـرهاد اگرش دسـت دهد دولت شـاهیبـی شکر شیرین چه کند ملکت پـرویز
خـواجـو چـه کنی ناله و فریاد جـگر سـوزگلرا چـه غم از نعره مرغان سـحـرخـیز



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.