ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٥٤: اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 13:59 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
اگـر او سـخـن نگـوید سـخـنـسـت در دهانـشوگـر او کـمـر نـبــنـدد نـظـرســت در مـیـانـش
من اگـر بـخـنده گـویم دهنش بـه پـسـتـه ماندمـشـنـو کـه هـیچ نـبـود بـلـطـافـت دهـانـش
بـرو ای رقیب و بـرمن سردست بـیش مفشانکـه بــه آسـتـیـن غـبــارم نـرود ز آسـتــانـش
چــو طــبــیـب مـا نـدارد غــم حــال دردمـنـدانبــگــذار تــا بــمـیـرم بــر چــشــم نـاتــوانـش
اگــر او بــقــصــد جــانـم کــمـر جــفــا بــبــنـددچـکـنم که جـان شـیرین نکـنم فـدای جـانش
بـت عـنـبـرین کـمـندم بـدو حـاجـب کـمـانکـشچو کمین گشود گفتم نکشد کسی کمانش
به چه وجه صورتی کاین همه باشدش معانیصـفـتـش کنم که هسـتـم متـحـیر از بـیانش
بـکجـا روم چـه گویم ز رخش نشان چـه جـویمکه بـرون ز بی نشانی ندهد کسی نشانش
غـم دل بـخـامـه گـفـتـم کـه بـیان کـنم ولـیکـننـبـود مـبـارک آنـکـس کـه سـیه بـود زبـانـش
بــخــرد چــگــونـه جــوئی ز کــمــنـد او رهـائیکه خـلاص ازو میسـر نشـود بـعـقـل و دانش
چـو در اوفتـد سـحـرگه سخـن از فغان خـواجـودم صـبـح گـو هوا گیر و بـه آسـمان رسـانش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.