ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٦٨: آورده ایم روی بسوی دیار خویش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 22:00 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
آورده ایــم روی بـــســوی دیــار خــویــشبـاشـد کـه بـنگـریم دگـر روی یار خـویش
صوفی و زهد و مسـجـد و سـجـاده و نمازمـا و مـی مـغــانـه و روی نـگـار خــویـش
چـون زلف لیلی از دو جـهان کـردم اخـتـیارمجـنونم ار ز دست دهم اخـتـیار خـویش
کـردم گـذار بــرسـرکـویـش وزیـن سـپـستـا خود چـه بـر سرم گذرد از گذار خویش
چـون هیچ بـرقـرار نمـی مـانـد از چـه رویمـاندسـت بـیقـراری مـن بـرقـرار خـویش
زانرو که هر چه دیده ام از خویش دیده امهر دم کـنم ز دیده سـزا در کـنار خـویش
در بـندگی چـو کار من خستـه بـندگیستتـا زنده ام چـگونه کنم تـرک کـار خـویش
چـون مـا شـکـار آهـوی شـیرافـکـن تـوئیمگر می کشی بدور میفکن شکار خویش
خواجـو چـو کرده ئی سبـق خون دل رواناز لـوح کـائنـات فـرو شـو غـبــار خــویـش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.