ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٧٦: ای برده عارضت به لطافت ز مه سبق

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:00 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ای برده عارضت به لطافت ز مه سبقدل غرق خـون دیده ز مهر رخـت شفق
خورشید بـر زمین زده پـیش رخت کلاهریحان درآب شسته ز شرم خطت ورق
دینار جـسـتـه از زر و رخـسـار من طـلاوانگاه از درسـت رخـم کـرده سـکه دق
اشـک منسـت یا می گـلـرنگ در قـدحیا روی تـست یا گل خـود روی بـرطبـق
مه را بـهیچ وجه نگویم که مثل تـستبــا جـبــهـه پــرآبــلـه و روی پــر بــهـق
دانی که چـیسـت قـطـره بـاران نوبـهارابـر از حـیـای دیـده مـا مـی کـنـد عـرق
من بـعد ازین دیار بـه کشتی گذر کنندمـارا گـر آب دیـده بـمـانـد بـریـن نـسـق
پـیوسته بـیتـو مردم بـحرین چشم مندر بـاب آب دیده روان مـی کـنـد سـبـق
خواجو خرد که واضع قانون حکمتـستدر پـیـش مـنـطـق تـو نـیـارد زدن نـطـق



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.