ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٨٤: دیدم از دور بتی کاکلکش مشکینک

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:01 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
دیـدم از دور بــتــی کــاکـلـکــش مـشــکـیـنـکدهنش تنگک و چون تنگ شکر شیرینک
لـبــک لـعـل روان پــرور کـش جــان بــخــشــکسـرک زلفـک عـنبـر شـکنش مشـکینک
در ســخــن لـعـلـک در پــوشــک اودر پــاشــکبـر سـمـن سـنبـل پـرچـینک او پـرچـینک
چـشـمـکـش همـچـو دل ریشـک مـن بـیمـارکدسـتـکـان کـرده بـخـون دلـکـم رنـگـینـک
هــســت مــرجــان مــرا قــوت ز مــرجــانــک اوای دریغـا کـه نبـودی دلـکـش سـنگـینک
نرگسش مستک و عاشق کشک و خونخوارکسنبـلش پستک و شورید گک و پرچینک
زلـفـکـش دلـکـشـک و غـمـزه کـکـش دلـدوزکبـرکش ناز کک و سـاعـد کش سـیمینک
گفتـمش در غم عـشـقت دل خـواجـو خـونشـدبیش از این چند بـگو صبـر کند مسکینک
رفـت در خـنده و شـیرین لـبـک از هم بـگـشـودگـفـت داروی دل و مـرهم جـانـش اینـک



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.