ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦١٧: مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:02 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
مگر که صبـح من امشب اسیر گشت بشاموگـرنـه رخ بـنـمـودی ز چـرخ آیـنـه فـام
مـگـر سـتــاره بــام از شـرف بــه زیـر افـتــادوگـرنه پـرده بـرافـکـنـدی از دریچـه بـام
خروس پرده سرا امشب از چه دم در بستاگر چـنانکه فرو شـد دم سـپـیده بـکام
چـو کـام مـن تــوئی ای آفـتــاب گـرم بــرآیز چـرخ اگر چـه یقـینم که بـر نیاید کـام
گـهـی پـری رخـم از خـواب صـبــح بــرخـیـزدکـه تـیغ غـمزه خـونریز بـرکـشـد ز نیام
چـرا ز قـیـد تـوام روی رسـتــگـاری نـیـسـتکسـی اسـیر نبـاشد بـدام کس مادام
چـو دور عیش و نشـاطـسـت بـاده در دور آرکه روشنست که با دست گردش ایام
دمی جـدا مشـو از جـام می کـه در این دورکـدام یار کـه همـدم بـود بـرون از جـام
بــرو غـلـام صـنـوبــر قـدان شـو ای خـواجــوکـه همـچـو سـرو بآزادگـی بـرآری نـام



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.