ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٢١: من ز دست دیده و دل در بلا افتاده ام

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:02 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
مــن ز دســـت دیــده و دل در بـــلــا افـــتـــاده امای عزیزان چـون کنم چـون مبـتـلا افتـاده ام
هر دم از چـشمم چـو اشـک گرم روراندن که چـهتـا چـه افتـادست کز چـشم شما افتـاده ام
کـی بـود بـرگ من آن نسـرین بـدن را کـاین زمـانهمچـو بـلـبـل در زمسـتـان بـینوا افـتـاده ام
گـر چـه هر کـو مـی خـورد از پـا در افـتـد عـاقـبـتمن چـو دور افـتـاده ام از می چـرا افتـاده ام
بــا کـســی افـتــاد کـارم کـو ز کـارم فـارغــســتبـنگرید آخـر که از مسـتـی کـجـا افـتـاده ام
ایـکــه گـفــتــی گــر ســر ایـن کــارداری پــای داردست گیر اکنون که از دستت ز پا افتاده ام
آتـش مهرم چـو در جـان شـعـلـه زد گـرمی مـکـنگـر چـون ذره زیـر بــامـت از هـوا افـتــاده ام
می روی مجموع و من پیوسته همچون گیسویتاز پـریشـانی که هسـتـم در قفـا افـتـاده ام
قـاضـی ار گوید که خـواجـو چـون درین کار اوفـتـادگـو مـکـن آنـکـار کـز حـکـم قـضـا افـتــاده ام



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.