ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٣٥: رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:03 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستمبـر من ای اهل نظـر عـیب مگـیرید کـه مسـتـم
هر شـبـم چـشـم تـو در خـواب نمـاینـد کـه گـوینـدنیسـت از بـاده شـکیبـم چـکـنم بـاده پـرسـتـم
تــرک سـر گـفـتـم و از پــای تـو سـر بــر نـگـرفـتـمدر تو پـیوستـم و از هر دو جهان مهر گسستـم
دســت شـسـتــم ز دل و دیـده خــونـبــار ولـیـکـننقـش رخـسـار تـو از لوح دل و دیده نشـسـتـم
گفـتـی از چـشـم خـوش دلکش من نیسـتـی آگهبـدو چشمت که ز خود نیستـم آگاه که هستم
تــا دل انــدر گــره زلــف پــریــشــان تــو بــســتــمدست بنهاده ز غم بـر دل و جان بـر کف دستم
تــا قـیـامـت تــو مـپــنـدار کـه هـشـیـار تــوان شـدزین صفت مست می عشق تو کز جام الستم
چــشـم مـیـگـون تــرا دیـدم و سـرمـسـت فـتــادمگــره زلــف تــو بــگــشــادم و زنـار بــبــســتــم
تـو اگـر مهرگسـسـتـی و شـکـسـتـی دل خـواجـوبـدرستی که من آن عهد که بـستم نشکستم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.