ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٣٦: روزگاری روی در روی نگاری داشتم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 22:03 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
روزگــــاری روی در روی نـــگـــاری داشــــتــــمراستـی را بـا رخـش خـوش روزگاری داشتـم
همـچـو بـلـبـل می خـروشـیدم بـفـصـل نوبـهارزانکه در بـسـتـان عـشـرت نوبـهاری داشـتـم
خـوف غـرقـابــم نـبـود و بـیـم مـوج از بـهـرآنـککـز مـیـان قــلـزم مـحــنـت کـنـاری داشــتــم
از کمین سـازان کسـی نگشود بـر قلبـم کمانچون بمیدان زان صفت چابک سواری داشتم
گر غمم خـون جـگر می خورد هیچـم غم نبـوداز بـرای آنکـه چـون او غـمـگـسـاری داشـتـم
درنفس چـون بـادم از خـاطـر بـرون بـردی غبـارگـر بــدیـدی کــز گــذار او غــبــاری داشــتــم
داشتم یاری که یکساعت ز من غیبت نداشتگر چـه هر سـاعت نشیمن در دیاری داشتـم
چرخ بـد مهرش کنون کز من به دستان در ربودگـوئیا در خـواب مـی بـینـم کـه یاری داشـتـم
همچـو خـواجـو بـا بـد و نیک کسـم کاری نبـودلـیک بـا او داشـتـم گـر زانکـه کـاری داشـتـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.