ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٠٠: ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 22:06 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
مـا سـر بـنهادیم و بـه سـامـان نرسـیدیمدر درد بــمــردیـم و بــدرمــان نـرســیـدیـم
گفتـند که جـان در قدمش ریز و بـبـر جـانجـان نـیـز بــدادیـم و بــجـانـان نـرسـیـدیـم
گـشـتــیـم گـدایـان سـر کـویـش و هـرگـزدر گـرد ســراپــرده ســلـطـان نـرسـیـدیـم
چون سایه دویدیم به سر در عقبـش لیکدر ســایـه آن ســرو خــرامـان نـرسـیـدیـم
رفتـیم که جـان بـر سـر میدانش فشـانیماز سـر بـگـذشـتـیم و بـه مـیدان نرسـیدیم
چون ذره سراسیمه شدیم از غم و روزیدر چـشـمه خـورشـید درفشـان نرسـیدیم
در تــیـرگـی هـجـر بــمـردیـم و ز لـعـلـشهرگـز بـه لـب چـشـمـه حـیوان نـرسـیدیم
ایـوب صــبــوریـم کـه از مـحــنـت کــرمـانچون یوسف گم گشته به کنعان نرسیدیم
از زلـف تـو زنـار بـبـسـتـیـم و چـو خـواجـودر کـفـر بـمـانـدیـم و بــایـمـان نـرسـیـدیـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.