ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٣٦: ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:08 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ای کـفـر سـر زلـف تـو غـارتــگـر ایـمـانجـان داده بـر نرگس مست تـو حـکیمان
دست ازطلبـت بـاز نگیرم که بشمشیرکـوتـه نشـود دسـت فـقـیران ز کـریمان
گـر دولـت وصـلـت بــزر و سـیـم بــرآیـدکی دست دهد آرزوی بـی زر و سیمان
بـاری اگـرش شـربـت آبـی نـچـشـاننـدراهـی بـمـسـافـر بـنـمـایـنـد مـقـیـمـان
از هر چه فلک می دهدت بگذر و بگذارعــاقـل مـتــنـفـر بــود از خــوان لئیـمـان
بـا چشم سقیمم دل پـر خون بـربـودندیا رب حـذر از خـیرگی چـشم سـقیمان
بـانگی بـزن ای خادم عشرتگه مستانتـا وقـت سـحـر بـاز نـشـینـنـد نـدیـمـان
قاضـی اگر از می نشـکیبـد نبـود عـیبخـون جـگـر جــام بــه از مـال یـتــیـمـان
از گفتـه خـواجـو شـنوم رایحـه عـشـقچون بوی عبیر از نفس مشک نسیمان



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.