ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٥٦: بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بـوقت صبـح ندانم چه شد که مرغ چـمنهزار نالـه شـبـگـیر بـر کـشـید چـو مـن
مــگــر چــو بــاد صــبــا مــژده بــهــار آوردبـبـاد داد دل خـسـتـه در هوای سـمـن
در آن نفس که بـرآید نسیم گلشن شوقرسـد بــبــلـبــل یـثـرب دم اویـس قـرن
مـیـان یوسـف و یـعـقـوب گـر حـجـاب بـودمـعـینـسـت کـه نـبـود بـرون ز پـیراهـن
ز روی خوب تـو دوری نمی تـوانم جـستاگر چنانکه شوم فتنه هم بوجه حسن
ز خـوابـگـاه عـدم چـون بـحـشـر بـرخـیـزمروایـح غــم عــشــق تــو آیـدم ز کـفـن
کــنـد بــگــرد درت مــرغ جــان مـن پــروازچنانکه بـلبل سرمست در هوای چمن
ز سـوز سـینه چـو یک نکـتـه بـر زبـان آرمزند زبـانه چـو شـمع آتـش دلـم ز دهن
چـو نـور روی تـو پـرتـو بــرآسـمـان فـکـنـدچـراغ خـلـوت روحـانـیـان شـود روشـن
میان جـان مـن و چـین جـعـد مـشـکـینتتـعلقیسـت حـقیقی بـحـکم حـب وطن
حدیث زلف تو می گفت تیره شب خواجوبـرآمد از نفـس او نسـیم مشـک خـتـن



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.