ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٦٤: ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 22:09 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
صبـحـدم در صحـن بـستـان گر بـراندازی نقابپـیش روی چـون گـلت بـر لاله خـندد نسـتـرن
تــاگـرفـتــار ســر زلـف سـیـاهـت گـشـتــه امگشـتـه ام مانند یک مو وندران مو صـد شـکن
گـر نسـیم سـنـبـلـت بـرخـاک خـواجـو بـگـذردهمچـو گل بـر تـن ز بـیخـویشـی بـدراند کفـن
ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمنراسـتـی را چـون قدت سروی ندیدم در چـمن
زنــگــیـان ســودائی آن هــنــدوان دل ســیـاهو آهـوان نـخـجـیـر آن تـرکـان مـسـت تـیـغ زن
رویت از زلـف سـیه چـون روز روشـن در طـلوعجسمت اندر پیرهن چون جان شیرین در بدن
تـا بـرفـت از چـشـمم آن یاقوت گوهر پـاش تـومــی رود آب فــرات از چــشــم دریــا بــارمــن
بـسـکه بـرتـن پـیرهن کردم قبـا از درد عشـقشـد تـنـم مـانـنـدیـک تـار قـصـب در پــیـرهـن
گـر صـبـا بـوئی ز گـیسـویت بـتـرکـسـتـان بـردمـشـک اذفـر خـون شـود در ناف آهوی خـتـن



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.