ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٨٣: ای شب قدر بیدلان طره دلربای تو

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ای شــب قــدر بــیـدلـان طــره دلـربــای تــومـطـلـع صـبـح صـادقـان طـلـعـت دلـگـشـای تـو
جان من شکسته بین وین دل ریش آتشینسـاخـتـه بــا جـفـای تــو سـوخـتـه در وفـای تـو
خــاک در ســرای تـــو آب زنــم بـــدیــدگــانتــا گــل قــالــبـــم شــود خــاک در ســرای تــو
گر چـه بـجـای من تـرا هسـت هزار معـتـقددر دو جهان مرا کنون نیست کسی بـه جای تـو
می فـتـم و نمی فـتـد در کـف من عـنان تـومــی روم و نـمــی روم از ســر مــن هـوای تــو
چـون بـهـوای کـوی تـو عـمـر بــبــاد داده امخـاک ره تـو مـی کـنـم سـرمـه بــخـاکـپــای تـو
در رخـم از نـظـر کـنی ور بـسـرم گـذر کـنیجـان بــدهـم بــروی تــو سـر بــنـهـم بــرای تــو
روضـه خـلد اگـر چـه دل بـهر لقـا طـلب کـندروضـه خـلـد بــیـدلـان نـیـسـت بــجـز لـقـای تـو
گـر چـه سـزای خـدمتـت بـندگئی نکـرده امچیست گنه که می کشم این همه ناسزای تو
خواجو اگر چه عشق را صبـر بـود دوا و بـسدردی دردکــش کــه هــم درد شـــود دوای تـــو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.