ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٨٧: دوش می کردم سئوال از جان که آن جانانه کو

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 22:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
دوش می کردم سئوال از جان که آن جانانه کوگـفـت بـگـذر زان بـت پـیمان شـکـن پـیمانه کـو
گــفــتــمــش پــروانـه شــمـع جــمــال او مـنـمگـفـت اینـک شـمـع را روشـن بـبـین پـروانه کـو
گـفـتــمـش دیـوانـه زنـجــیـر زلـفـش شــد دلـمگـفـت ایـنـک زلـف چـون زنـجــیـر او دیـوانـه کـو
گـفـتــمـش کـی مـوی او در شــانـه مـا اوفـتــدگفت بی او نیست یک مو در دو عالم شانه کو
گـفـتـمـش در دامـی افـتــادم بــبــوی دانـه ئیگـفـت عـالـم سـربـسـر دامـسـت آخـر دانه کـو
گــفــتــمـش دردانـه دریـای وحــدت شــد دلــمگـفـت در دریـا شـو و بــنـگـر کـه آن دردانـه کـو
گفتـمش نزدیک ما بـتـخـانه و مسجـد یکیسـتگفت عالم مسجدست ای بـی بـصر بـتخانه کو
گــفــتــمـش مـا گـنـج در ویـرانـه دل یـافــتــیـمگـفـت هر کـنجـی پـر از گـنجـی بـود ویرانه کـو
گـفـتـمـش کـاشـانـه جـانـانه در کـوی دلـسـتگـفـت خـواجـوگـر تـو زانکـوئی بـگـو جـانـانه کـو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.