ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٨٩: که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:10 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
کـه بـر ز سـرو روان تـو خـورد راسـت بـگـوبـراستی که قدی زین صفت کراست بـگو
بـجـنـب چـین سـر زلـف عـنـبـر افـشـانـتاگر نه قصه مشـک خـتـن خـطاسـت بـگو
فــغــان ز دیـده کــه آب رخــم بــرود بــدادبـبـین سـرشـک روانـم وگـر رواسـت بـگـو
ز چشم ما بجز از خون دل چه می جوئیوگر چـنانکـه تـرا قـصـد خـون ماسـت بـگو
کنون که دامن صحـرا پـر از گل سمنسـتچـو آن نگار سمن رخ گلی کجـاسـت بـگو
کـجـا چـو زلف کژش هندوئی بـدسـت آیدچو زلف هندوی او گژ نشین و راست بگو
چـو آن صنوبـر طوبـی خرام من بـرخـاستچه فتنه بـود که آن لحظه بـرنخاست بـگو
اگر نه سجـده بـرد پـیش چشم جـادویشچرا چو قامت من ابـرویش دو تـاست بـگو
کـدام ابــر شــنـیـدی بــگـوهـر افـشــانـیبـسـان دیده خـواجـو گـرت حـیاسـت بـگو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.