ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٠: چون سنبلت که دید سیاهی سر آمده

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 22:11 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
چـون سـنـبـلـت کـه دید سـیاهی سـر آمـدهوانـگـه کـمـیـنـه خـادم او عـنـبــر آمـده
چشمت به ساحری شده در شهر روشناسزلفت بـه دلبـری ز جـهان بـر سـر آمده
سـاقـی حـدیـث لـعـل لـبــت رانـده بــر زبــانو آب حــیــات در دهــن ســاغــر آمــده
ای سـرو سـیمتـن ز کـجـا می رسـی چـنیندستـی بـساق بـر زده و خوش بـرآمده
مـن همـچـو جـام بـاده و شـمـع سـحـرگـهیهـر دم ز دسـت رفـتــه و از پــا درآمـده
هر شـب بـه مـهر روی جـهـانـتـابـت از فـلـکدر چـشـم هـجـر دیده مـن اخـتـر آمـده
بــیـرون ز طـره تـو شـبـی کـس نـشـان نـدادبر خور فکنده سایه و بس در خور آمده
از ســهـم نـوک نــاوک خــونــریـز غــمــزه اتمو بـر وجـود من چـو سـر نشـتـر آمـده
بـی چشم نیم خواب و بـنا گوش چون خورتخواجـو ز خواب فارغ و سیر از خور آمده



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.