ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٣: زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:11 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
زهـی روی دل افــروزت چــراغ و چــشــم هــر دیـدهمرا صد چشمه در چشم و ترا صد دیده در دیده
نـکـرده در جــهـان کـامـی بــجــز وصــلـت تــمـنـا دلنـدیده بـر فـلـک روزی چـو رخـسـارت قـمـر دیده
من از آن گوی سیمینت چو چوگان گشته سرگشتهوزان چـوگان مشکینت بـسـر چـون گوی گردیده
کـنار از مـن چـه می جـوئی بـیا بـنگـر کـه بـی رویتکـنارم می کـند هر شـب پـر از خـون جـگر دیده
از آن مــثــل تــو در عــالــم نــیـامــد در نــظــر مــا راکـه بـی روی تـو بـر عـالـم نـیـانـدازد نـظـر دیـده
بـــبــوی آنــکــه هــم روزی بــرآیــد اخــتــر بــخــتــمز مهرم اخـتـر افشاند همه شب تـا سـحـر دیده
بــرون از اشـک رخـسـارم نـبــاشـد وجـه سـیـم و زرولـی هرگـز کـجـا بـاشـد تـرا بـر سـیم و زر دیده
گــنـاه ار دیـده کــرد اول چــرا تــهـمــت نـهـم بــر دلور از دل در وجـود آمـد چـه تـاوانـسـت بــر دیـده
ز دست چشم خون افشان ز سر بـگذشت سیلابـمبـبـین آخـر که خواجـو را چـه می آرد بـسر دیده



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.