ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥١: ای دلم بسته ز زلف سیهت زناری

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 22:13 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ای دلـم بـسـتـه ز زلـف سـیهت زنارینـافـه مـشـک تــتــار از سـر زلـفـت تــاری
خط مشکین تـو از غالیه بـر صفحه ماهگـرد آن نـقـطـه مـوهـوم کـشــد پــرگـاری
بـر گل عارضت آن خال سیاه افتادستهمچـو زنگـی بـچـه ئی بـر طـرف گـلزاری
گر کسی برخورد از لعل لبت اولی منور دل از دســت رود در سـر زلـفـت بــاری
کـار زلف سـیهت گر بـدلم در بـندسـتسـهل بـاشـد اگـرش زین بـگشـاید کـاری
دلـم آن طـره هـنـدو بـسـیه کـاری بـردچـون فـتـادم مـن بـیدل بـه چـنـان طـراری
نرگس مست تـو گر بـاده چنین پـیمایدنیست ممکن که ز مجلس برود هشیاری
گرهی از شـکـن زلف چـلیپـا بـگشـایتـا بــهـر مـوی بــبــنـدم پــس ازیـن زنـاری
ظاهر آنسـت که ضـایع گذرد عمر عزیزمـگـر آن دم کـه بـرآری نـفـسـی بـا یـاری
میل خـاطر بـگلستـان نکشد خواجـو رااگـرش دسـت دهد طـلعـت گـلرخـسـاری



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.