ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٠: سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:13 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
سحـر چـون بـاد عیسی دم کند بـا روح دمسـازیهزار آوا شود مرغ سحـر خـوان از خوش آوازی
بــده آبــی و از مـسـتـان بــیـامـوز آتـش انـگـیـزیبـزن دسـتـی و از رندان تـفـرج کن سـراندازی
ز پـیمان بـگذر ای صـوفـی و درکـش بـاده صـافـیکه آن بـهتر که مستـانرا کند پـیمانه دمسازی
درین مدت که از یاران جـدا گشـتـیم و غـمخـوارانتـوئی ای غم که شب تـا روز ما را محرم رازی
چـو آن مـهـوش نـمـی آرم پـریـروئی بــه زیـبــائیچـو آن لعبـت نمی بـینم گلندامی بـه طـنازی
مـرا تــا جــان بــود در تــن ز پــایـت بــرنـدارم سـرگـر از دسـتـم بـری بـیـرون و از پـایم درانـدازی
کسـی کو را نظـر بـاشـد بـروی چـون تـو منظوریخیالست این که تـا بـاشد کند ترک نظر بـازی
چـــرا از طـــره آمــوزی ســـیــه کــاری و طـــراریچـرا از غـمزه گـیری یاد خـونخـواری و غـمازی
تـو خـود بـا ما نپـردازی و بـی روی تـو هر سـاعتکــنـد جــانـم ز دود دل هـوای خــانـه پــردازی
چو کشتی ضایعم مگذار و چون بـاد از سرم مگذرکه نگذارد شهیدان را میان خاک و خون غازی
سر از خنجر مکش خواجو اگر گردنکشی خواهیکـه پـای تـیـغ بــایـد کـرد مـردانـرا سـرانـدازی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.