ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٣: ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:13 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
ای آفــــتــــاب رویـــت در اوج دلـــفــــروزیوی تـیر چـشم مسـتـت در عین دیده دوزی
در چـنـگ آرزویت سـوزم چـو عـود و سـازمچون چنگم ار بسازی چون عودم ار بسوزی
رفــتــیـم و روز وصــلــت روزی نـبــود مـا رایـا رب شــب جــدائی کــس را مـبــاد روزی
ای شمع جمع مستان بخرام در شبستانتـا بـزم مـی پـرسـتـان از چـهـره بــر فـروزی
گفتی شبـی که وصلم هم روزی تو بـاشدای روز وصـــل جـــانـــان آخـــر کـــدام روزی
در نـیـم شـب بــرآیـد صـبــح جــهـان فـرومگـر نـیـم شـب در آیـد خـورشـیـد نـیم ورزی
گل گر چـه از لطافت بـسـتـان فروز بـاشـدنـبـود چـو آن سـمـنـبـر در بـوسـتـان فـروزی
خواجـو بـچـشم معنی کی نقش یار بـینیتـا چـشـم نـقـش بـین را ز اغـیار بـر نـدوزی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.