ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٦: گر بفریب می کشی ور بعتاب می کشی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:14 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
گر بـفریب می کشـی ور بـعـتـاب می کشـیدل به تو می کشد مر از آنکه لطیف و دلکشی
آب حــیـات مـی بــرد لـعـل لـب چــو آتــشــتو آب نـبــات مـی چــکـد زان لـب لـعـل آتــشـی
حـاصل من ز خـط تـو نیست بـجـز سیه رخـیپـایه مـن ز زلـف تـو نـیـسـت بـجـز مـشـوشـی
تـیر تـرا مـنـم هـدف گـر تـو خـدنـگ مـی زنـیتـیغ تـرا مـنـم سـپـر گـر تـو اسـیر مـی کـشـی
زلـف تـو در فـریـب دل چـنـد کـنـد سـیـه گـریچـشـم تـو در کمین جـان چـند کند کمانکشـی
چون دم خوش نمی زنم بی لب لعل دلکشتبـار غـم تـو چـون کنم گر نکشـم بـه ناخـوشـی
خـواجـو از آتــش رخـش آب رخـت بــبــاد شـدزانکـه چـو زلـف هندویش بـر سـر آب و آتـشـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.