ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٩٠: برو ای باد بهاری بدیاری که تو دانی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 22:15 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
بــرو ای بــاد بــهـاری بــدیـاری کــه تــو دانــیخـبــری بــر ز مـن خـسـتـه بـیـاری کـه تـو دانـی
چــون گـذارت بــســر کـوی دلـارام مـن افــتــدخـویش را در حـرم افـکـن بـگـذاری کـه تـو دانـی
آسـتـان بـوسـه ده و بـاش که آسـان نتـوان زدبـوسـه بـر دسـت نـگـاریـن نـگـاری کـه تـو دانـی
چـون در آن منزل فـرخـنده عـنان بـاز کـشـیدیخـیمـه زن بـر سـر مـیدان سـواری کـه تـو دانـی
و گـر آهـنـگ شـکـارش بــود آنـشــاه ســوارانگو چو کشتی مده از دست شکاری که تو دانی
لاله گون شد رخم از خون دل اما چه توان کردکـه سـیـاهـسـت دل لـالـه عـذاری کـه تـو دانـی
عرضه ده خـدمت و گو از لب جـانبـخش بـفرمامـرهـمـی بــهـر دل ریـش فـگـاری کـه تــو دانـی
بــر نـگــیـری ز دلــم بــاری از آنـروی کــه دانـمنـبــود بــار غـم عـشـق تــو بــاری کـه تــو دانـی
سـر مـوئی نتـوان جـسـت کـنـار از سـر کـویتمـگــر از مـوی مـیـان تــو کــنـاری کــه تــو دانـی
خــرم آنـروز کـه مـســتــم ز در حــجــره درآئیوز لـبـت بـوسـه شـمارم بـشـماری کـه تـو دانی
همـچـو ریحـان تـو در تـابـم از آن روی کـه دارماز سـواد خــط سـبــز تــو غـبــاری کـه تــو دانـی
گر چـه کـارم بـشـد از دسـت بـگو بـو که بـرآیداز مـن خـسـتـه دلـسـوخـتـه کـاری کـه تـو دانی
در قـدح ریـز شـرابــی ز لـب لـعـل کـه خـواجـودارد از مسـتـی چـشـم تـو خـماری کـه تـو دانی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.