ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٩٦: چگونه سرو روان گویمت که عین روانی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:15 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
چـگـونه سـرو روان گـویمت کـه عـین روانینه محض جوهر روحی که روح جوهر جانی
کـدام سـرو کـه گـویم بـراسـتـی بـتـو مـانـدکـه بــاغ ســرو روانـی و ســرو بــاغ روانـی
تـو آن نئی کـه تـوانی کـه خـسـتـگان بـلا رابـکـام دل بـرسـانی و جـان بـلـب نـرسـانی
چه جرم رفت که رفتی و در غمم بنشاندیچـه خـیزد ار بـنشـینی و آتـشـم بـنشـانی
بـرون نمی روی از دل که حـال دیده بـبـینینمی کشی مگر از درد و حسرتـم بـرهانی
ز هـر کـه دل بــربــایـد تــو دل ربــاتــر ازوئیز هر چه جـان بـفزاید تـو جـان فزاتـر از آنی
نـهـاده ام سـر خــدمـت بــر آســتــان ارادتگـرم بـلـطـف بـخـوانـی و گـر بـقـهـر بـرانـی
اگـر امـان نـدهـد عـمـر و بـخـت بــاز نـگـرددکـجـا بـصـبـر مـیسـر شـود حـصـول امـانـی
مکن ملامت خـواجـو بـعشقبـازی و مستـیکه بـر کـناری و دانم که حـال غـرقـه ندانی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.