ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١١٠: جان پرورم گهی که تو جانان من شوی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/11 14:16 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان خواجوی کرمانی, شعر کهن
جـان پـرورم گهی که تـو جانان من شویجــاویـد زنـده مـانـم اگـر جـان مـن شـوی
رنجم شفا بـود چو تـو بـاشی طبـیب مندردم دوا شـود چـو تـو درمـان مـن شـوی
پــروانـه وار سـوزم و سـازم بــدیـن امـیـدکاید شبی که شمع شبستان من شوی
دور از تـو گـر چـه ز آتـش دل در جـهنمـمدارم طـمـع کـه روضـه رضـوان مـن شـوی
مـرغ دلـم تـذرو گـلـسـتــان عـشـق شـدبـر بـوی آنـکـه لـالـه و ریـحـان مـن شـوی
اکنون که خـضـر ظلمت زلف تـو شـد دلمبـگشای لب که چـشمه حیوان من شوی
چـشمم فتـاد بـر تـو و آبـم ز سر گذشتو اندیشـه ام نبـود که طـوفـان من شـوی
چون شمع پـیش روی تو میرم ز سوز دلهر صـبـحـدم که مهر درفشـان من شـوی
زلفت بخواب بینم و خواهم که هر شبیتـعـبـیـر خـوابــهـای پـریـشـان مـن شـوی
می گفـت دوش بـا دل خـواجـو خـیال تـوکـاندم رسـی بـگـنج کـه ویران من شـوی
وان سـاعـتـت رسـد کـه بـر ابـنای روزگارفـرمـان دهی کـه بـنده فـرمان من شـوی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.