ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤: اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:15 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
اگـر تــو فـارغـی از حـال دوسـتــان یـارافراغـت از تـو میسـر نمی شـود ما را
تـو را در آینه دیدن جـمال طلعت خویشبـیان کند که چه بـودست ناشکیبـا را
بیا که وقت بـهارست تا من و تو به همبـه دیـگـران بـگـذاریـم بـاغ و صـحـرا را
به جای سرو بلند ایستاده بـر لب جویچــرا نـظــر نـکــنـی یـار ســروبــالـا را
شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبـشمـجــال نـطــق نـمـانـد زبــان گــویـا را
کـه گفـت در رخ زیبـا نظـر خـطـا بـاشـدخـطـا بــود کـه نـبـیـنـنـد روی زیـبــا را
به دوستی که اگر زهر باشد از دستتچـنان بـه ذوق ارادت خورم که حلوا را
کـسـی ملـامـت وامـق کـند بـه نادانیحـبـیب من که ندیدسـت روی عذرا را
گـرفـتـم آتـش پـنهان خـبـر نـمـی دارینـگـاه مـی نـکـنی آب چـشـم پـیدا را
نگفتـمت که بـه یغما رود دلت سـعـدیچو دل به عشق دهی دلبران یغما را
هـنـوز بـا هـمـه دردم امـید درمـانـسـتکـه آخــری بــود آخـر شـبــان یـلـدا را



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.