ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦: پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:15 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
پـیش ما رسم شکسـتـن نبـود عهد وفا راالـله الـله تـو فـراموش مکـن صـحـبـت ما را
قـیـمـت عـشـق نـدانـد قـدم صـدق نـداردسست عهدی که تـحـمل نکند بـار جـفا را
گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهیدوست ما را و همه نعمت فردوس شما را
گر سرم می رود از عهد تـو سر بـازنپـیچمتا بـگویند پـس از من که بـه سر بـرد وفا را
خنک آن درد که یارم بـه عیادت به سر آیددردمـنـدان بـه چـنـین درد نـخـواهنـد دوا را
بـاور از مـات نـبـاشـد تـو در آیینه نگـه کـنتـا بـدانی کـه چـه بـودسـت گرفـتـار بـلا را
از سـر زلف عروسـان چـمن دسـت بـداردبـه سر زلف تـو گر دسـت رسد بـاد صبـا را
سـر انگشـت تـحـیر بـگزد عـقل بـه دندانچـون تأمل کـند این صـورت انگـشـت نما را
آرزو می کندم شـمع صفت پـیش وجـودتکه سـراپـای بـسـوزند من بـی سـر و پـا را
چـشم کوتـه نظران بـر ورق صورت خوبـانخـط همی بـیند و عـارف قـلم صـنع خـدا را
همـه را دیده بـه رویت نگـرانسـت ولـیکـنخـودپـرسـتـان ز حـقیقت نشناسـند هوا را
مـهربـانی ز مـن آمـوز و گـرم عـمـر نمـانـدبـه سـر تـربـت سـعـدی بـطـلب مهرگـیا را
هیچ هشـیار ملـامت نکـند مسـتـی مـا راقـل لصـاح تـرک الناس من الوجـد سـکاری



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.