ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧: مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:16 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
مـشـتــاقـی و صـبــوری از حـد گـذشـت یـاراگر تـو شـکـیب داری طـاقـت نماند ما را
بـاری بـه چـشم احـسان در حـال ما نظر کنکـز خـوان پـادشـاهان راحـت بـود گدا را
سـلطان که خـشـم گیرد بـر بـندگان حـضـرتحـکمش رسد ولیکن حـدی بـود جـفا را
مـن بـی تـو زندگـانی خـود را نمـی پـسـندمکآسایشی نبـاشد بـی دوستـان بـقا را
چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود داردآب از دو چشم دادن بـر خاک من گیا را
حــال نــیــازمــنــدی در وصــف مــی نــیــایـدآن گـه کـه بــازگـردی گـویـیـم مـاجـرا را
بـازآ و جـان شیرین از من سـتـان بـه خـدمتدیگر چـه بـرگ بـاشد درویش بـی نوا را
یـا رب تــو آشــنـا را مـهـلـت ده و ســلــامـتچــنـدان کـه بــازبــیـنـد دیـدار آشــنـا را
نـه مـلـک پــادشـا را در چــشـم خــوبــرویـانوقـعـیسـت ای بـرادر نـه زهد پـارسـا را
ای کــاش بــرفــتــادی بــرقــع ز روی لـیـلـیتـا مـدعـی نمـانـدی مـجـنون مـبـتـلـا را
سعدی قلم بـه سختی رفتست و نیکبـختیپس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.