ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٩: گر ماه من برافکند از رخ نقاب را

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:16 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
گــر مــاه مــن بــرافــکــنــد از رخ نـقــاب رابــرقــع فــروهـلــد بــه جــمــال آفــتــاب را
گـویـی دو چـشـم جــادوی عـابــدفـریـب اوبـر چـشم من بـه سحر بـبـستـند خواب را
اول نـظــر ز دســت بــرفـتــم عـنـان عـقـلوان را کـه عـقـل رفـت چــه دانـد صـواب را
گفـتـم مگر بـه وصـل رهایی بـود ز عـشـقبـی حـاصلست خـوردن مستـسقی آب را
دعـوی درسـت نیسـت گر از دسـت نازنینچـون شـربــت شـکـر نـخـوری زهـر نـاب را
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیستهمشـرکتـی بـه خـوردن و خـفتـن دواب را
آتــش بـــیــار و خــرمــن آزادگــان بـــســوزتـــا پـــادشــه خــراج نــخــواهــد خــراب را
قوم از شـراب مسـت وز منظور بـی نصـیبمن مست از او چنان که نخواهم شراب را
سـعـدی نگفتـمت که مرو در کمند عـشـقتــیــر نــظــر بــیــفــکــنــد افــراســیــاب را



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.