ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٦: تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:17 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
تا بـود بـار غمت بـر دل بـی هوش مراسـوز عشقت ننشاند ز جـگر جـوش مرا
نگـذرد یاد گـل و سـنـبـلـم اندر خـاطـرتـا بـه خـاطـر بـود آن زلف و بـناگوش مرا
شـربـتـی تـلـخـتـر از زهر فـراقـت بـایدتــا کـنـد لـذت وصــل تــو فــرامـوش مـرا
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالینروزی ار بـا تـو نشد دسـت در آغوش مرا
بـی دهان تـو اگر صـد قدح نوش دهندبـه دهان تـو کـه زهر آید از آن نـوش مـرا
سعدی اندر کف جـلاد غمت می گویدبنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.