ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٧: چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:17 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
چـه کـنـد بـنـده کـه گـردن نـنهد فـرمـان راچـه کند گوی که عـاجـز نشـود چـوگان را
ســروبــالــای کــمــان ابــرو اگــر تــیـر زنـدعـاشـق آنسـت که بـر دیده نهد پـیکان را
دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشتسـر مـن دار کـه در پـای تـو ریـزم جـان را
کاشکی پـرده بـرافتـادی از آن منظر حسنتـا هـمـه خـلـق بــبـیـنـنـد نـگـارسـتـان را
همـه را دیده در اوصـاف تـو حـیران مـانـدیتــا دگــر عــیـب نـگــویـنـد مـن حــیـران را
لیکن آن نقش که در روی تـو من می بـینمهـمـه را دیده نـبـاشـد کـه بـبـینـنـد آن را
چـشـم گریان مرا حـال بـگفتـم بـه طـبـیبگـفـت یک بـار بـبـوس آن دهن خـنـدان را
گـفـتـم آیـا کـه در این درد بـخـواهـم مـردنکه محالست که حاصل کنم این درمان را
پنجه بـا ساعد سیمین نه بـه عقل افکندمغـایت جـهل بـود مـشـت زدن سـنـدان را
سـعدی از سـرزنش خـلق نتـرسـد هیهاتغـرقـه در نیل چـه انـدیشـه کـند بـاران را
ســر بــنــه گــر ســر مــیــدان ارادت دارینـاگـزیرسـت کـه گـویی بـود این مـیدان را



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.