ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣١: چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:21 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداختکـه یک دم از تـو نظـر بـر نمی تـوان انداخـت
بــلــای غــمـزه نـامـهـربــان خــون خــوارتچـه خـون کـه در دل یاران مـهـربـان انـداخـت
ز عـقـل و عـافـیـت آن روز بــر کـران مـانـدمکــه روزگــار حــدیـث تــو در مــیـان انـداخــت
نه بـاغ ماند و نه بـستـان که سرو قامت توبـرسـت و ولـوله در بـاغ و بـوسـتـان انداخـت
تـو دوسـتـی کـن و از دیده مـفـکـنـم زنـهارکـه دشـمـنـم ز بــرای تــو در زبــان انـداخـت
به چشم های تو کان چشم کز تو بـرگیرنددریــغ بــاشــد بــر مــاه آســمــان انــداخــت
همـین حـکـایت روزی بـه دوسـتـان بـرسـدکه سعدی از پی جانان برفت و جان انداخت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.