ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٣: کهن شود همه کس را به روزگار ارادت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:21 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
کـهـن شـود هـمـه کـس را بـه روزگـار ارادتمـگـر مـرا کـه همـان عـشـق اولـسـت و زیادت
گـرم جـواز نـبــاشـد بـه پـیـشـگـاه قـبــولـتکــجــا روم کــه نـمـیـرم بــر آســتــان عــبــادت
مـرا بـه روز قـیـامـت مـگـر حـسـاب نـبـاشـدکه هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت
شنیدمت که نظر می کنی به حال ضعیفانتـبـم گـرفـت و دلـم خـوش بـه انـتـظـار عـیـادت
گرم بـه گوشه چشمی شکسته وار بـبینیفلک شـوم بـه بـزرگی و مشـتـری بـه سـعادت
بــیـایـمـت کـه بــبــیـنـم کــدام زهـره و یـاراروم کـه بـی تـو نـشـینم کـدام صـبـر و جـلـادت
مـرا هـرآیـنـه روزی تـمـام کـشـتـه بـبـیـنـیگـرفـتــه دامـن قـاتــل بــه هـر دو دســت ارادت
اگر جـنازه سـعـدی بـه کـوی دوسـت بـرآرندزهـی حـیـات نـکـونـام و رفـتـنـی بــه شـهـادت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.