ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٢: ای لعبت خندان لب لعلت که مزیدست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:25 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
ای لعـبـت خـندان لب لعـلت کـه مزیدسـتوی بـاغ لـطـافـت بـه رویـت کـه گـزیـدسـت
زیبـاتـر از این صـید هـمـه عـمـر نـکـردسـتشـیرینـتـر از این خـربـزه هرگـز نـبـریدسـت
ای خـضـر حـلـالـت نـکـنم چـشـمـه حـیواندانی که سکندر بـه چه محنت طلبـیدست
آن خون کسی ریخته ای یا می سرخستیا تـوت سیاهست که بـر جـامه چـکیدست
بــا جــمـلــه بــرآمـیـزی و از مــا بــگــریـزیجـرم از تـو نبـاشـد گنه از بـخـت رمیدسـت
نـیـکـسـت کـه دیـوار بــه یـک بــار بـیـفـتـادتـا هیچ کـس این بـاغ نگویی که ندیدسـت
بــســیــار تــوقــف نــکــنــد مــیـوه بــر بــارچون عام بدانست که شیرین و رسیدست
گـل نـیز در آن هـفـتـه دهن بـاز نـمـی کـردو امـروز نـسـیـم سـحـرش پـرده دریـدسـت
در دجـلـه کـه مرغـابـی از اندیشـه نرفـتـیکشتـی رود اکنون که تـتـر جسر بـریدست
رفـت آن کـه فـقـاع از تـو گـشـایـنـد دگـربـارما را بـس از این کوزه که بـیگانه مکیدسـت
ســعــدی در بــســتــان هــوای دگــری زنوین کشتـه رها کن که در او گله چریدست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.