ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٧٥: کارم چو زلف یار پریشان و درهمست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:26 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
کـارم چـو زلـف یـار پـریـشـان و درهـمـسـتپـشتـم بـه سـان ابـروی دلدار پـرخـمسـت
غـم شـربـتـی ز خـون دلم نوش کرد و گفتاین شادی کسی که در این دور خـرمست
تــنـهـا دل مــنــســت گــرفــتــار در غــمــانیا خـود در این زمانه دل شـادمان کـمسـت
زین سان که می دهد دل من داد هر غمیانصـاف ملک عـالم عـشـقش مسـلمسـت
دانی خیال روی تـو در چـشم من چـه گفتآیا چه جاست این که همه روزه با نمست
خـواهی چـو روز روشـن دانـی تـو حـال مـناز تـیره شـب بـپـرس که او نیز محـرمسـت
ای کـاشــکـی مـیـان مـنـســتــی و دلـبــرمپـیوندی این چـنین که میان من و غمسـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.