ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٠٨: مرا خود با تو چیزی در میان هست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:28 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
مرا خود با تو چیزی در میان هستو گـر نـه روی زیـبـا در جـهـان هـسـت
وجـــودی دارم از مـــهــرت گـــدازانوجـودم رفت و مهرت همچـنان هست
مبـر ظن کز سـرم سـودای عشقترود تـا بـر زمـینـم اسـتـخـوان هـسـت
اگـر پـیشـم نـشـینـی دل نـشـانیو گر غایب شوی در دل نشان هست
بـه گفتـن راست ناید شرح حسنتولیکـن گفـت خـواهم تـا زبـان هسـت
نـدانـم قـامـتــســت آن یـا قـیـامـتکه می گوید چـنین سرو روان هسـت
تـوان گـفـتـن بـه مه مانی ولی ماهنـپـندارم چـنین شـیرین دهان هسـت
بـجـز پـیشـت نـخـواهم سـر نـهادناگـر بـالـیـن نـبـاشـد آسـتـان هـسـت
بـرو سـعـدی که کـوی وصـل جـاناننه بـازاریست کان جـا قدر جان هست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.