ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١١٣: مرا از آن چه که بیرون شهر صحراییست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:28 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
مرا از آن چـه کـه بـیرون شـهر صـحـراییسـتقرین دوست به هر جا که هست خوش جاییست
کسـی که روی تـو دیدسـت از او عجـب دارمکـه بــاز در هـمـه عـمـرش سـر تــمـاشـایـیـسـت
امـیـد وصــل مـدار و خــیـال دوســت مـبــنـدگـرت بـه خـویـشـتـن از ذکـر دوسـت پـروایـیـسـت
چـو بـر ولایت دل دسـت یافت لشـکر عشـقبــه دسـت بــاش کـه هـر بــامـداد یـغـمـایـیـسـت
بــه بــوی زلــف تــو بــا بــاد عــیـش هـا دارماگـر چــه عــیـب کــنـنـدم کـه بــادپــیـمـایـیـســت
فــراغ صــحــبــت دیـوانــگــان کــجــا بــاشــدتــو را کــه هـر خــم مـویـی کــمـنـد دانـایـیـســت
ز دست عشق تو هر جا که می روم دستینـهـاده بـر سـر و خـاری شـکـسـتـه در پـایـیـسـت
هـزار سـرو بــه مـعـنـی بــه قـامـتـت نـرسـدو گـر چــه ســرو بــه صــورت بــلـنـدبــالـایـیـســت
تـو را که گفت که حـلوا دهم بـه دست رقیببـه دسـت خـویشـتـنـم زهـر ده کـه حـلـواییـسـت
نـه خـاص در سـر مـن عـشـق در جـهان آمـدکـه هـر سـری کـه تـو بـینـی رهین سـوداییاسـت
تــو را مـلـامـت سـعـدی حــلـال کـی بــاشـدکــه بـــر کــنــاری و او در مــیــان دریــایــیــســـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.