ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٢٥: کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:29 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیستهیچ بـازار چـنـین گـرم کـه بـازار تـو نـیسـت
ســرو زیـبــا و بــه زیـبــایـی بــالــای تــو نـهشهد شیرین و بـه شیرینی گفتار تو نیست
خود که بـاشد که تو را بیند و عاشق نشودمگـرش هیچ نبـاشـد کـه خـریدار تـو نیسـت
کس ندیدسـت تـو را یک نظر اندر همه عمرکـه همه عـمر دعـاگوی و هوادار تـو نیسـت
آدمی نیسـت مگـر کـالـبـدی بـی جـانسـتآن که گوید که مرا میل بـه دیدار تـو نیسـت
ای که شـمشـیر جـفا بـر سـر ما آخـتـه ایصـلح کردیم که ما را سـر پـیکـار تـو نیسـت
جـور تـلـخـسـت ولـیکـن چـه کـنم گـر نبـرمچـون گریز از لب شیرین شکربـار تـو نیسـت
مـن سـری دارم و در پـای تـو خـواهم بـازیدخـجـل از ننگ بـضاعت که سزاوار تـو نیست
بــه جــمـال تــو کـه دیـدار ز مـن بــازمـگـیـرکـه مـرا طـاقـت نـادیـدن دیـدار تــو نـیـسـت
سـعـدیـا گـر نـتــوانـی کـه کـم خـود گـیـریسر خود گیر که صاحب نظری کار تو نیست



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.